توانِ سرمایشی و شرایط کاری را وارد کن تا کوچکترین شیر و اوریفیسی
که جواب میدهد از هر خانوادهٔ دانفوس پیدا شود.
اگر مدلِ کمپرسور را میدانی، از کاتالوگ
همان مدل را باز کن تا این مقادیر خودکار پر شوند.
سابکولینگ مهم است. جدولهای دانفوس برای ۴ درجه سابکولینگ چاپ شدهاند. هرچه
سابکولینگ بیشتر باشد، مایعِ کمتری پشتِ شیر تبخیر میشود و همان شیر ظرفیتِ بیشتری
رد میکند — پس شیرِ لازم کوچکتر میشود.
تن و اسب، همان یک عددند: ۱ تن تبرید = ۱۲٬۰۰۰ BTU/h = ۱ اسبِ نامی — «سردخانهٔ
۵ تن» یعنی همان موتورِ ۵ اسب. واحدی را که بلدی از منو انتخاب کن و مقدار را بزن؛
با عوض کردنِ واحد، عدد خودش تبدیل میشود.
⚠️ اسبِ نامی برای دمای پایین خوشبینانه است. کمپرسورِ ۵ اسب در اواپراتورِ
منفیِ عمیق (فریزری) خیلی کمتر از ۵ تنِ واقعی سرما میدهد. اگر مدلِ کمپرسورت را
میدانی، از کاتالوگ بازش کن تا ظرفیتِ واقعیِ همان مدل در همان دما بنشیند — دقیقتر
از هر تبدیلِ نامی است.
این جدول از کجا میآید؟ مستقیم از جدولهای ظرفیتِ کاتالوگِ رسمیِ دانفوس —
خانوادههای T2/TE2، TE5 تا TE55، TUA/TUAE/TCAE، TUB/TUBE و PHT. عددهای کاتالوگ برای
سوپرهیتِ بازشدنِ ۴.۴ درجه و سابکولینگِ ۴ درجه منتشر شدهاند و با ضریبِ رسمیِ
سابکولینگ به شرایطِ تو تبدیل میشوند.
بدنه و سوزن دو قطعهٔ جدا هستند. بدنه (المان ترموستاتیک) را مبرد تعیین
میکند چون شارژِ بالبش مخصوصِ همان گاز است؛ سوزن (اوریفیس) را ظرفیت تعیین
میکند و همین جدول جوابش است. موقع خرید هر دو را جدا نام ببر.
چرا شیر را بزرگتر از لازم نگیریم؟ شیرِ بزرگ در بارِ کم شکار میکند (hunting):
بیش از حد باز و بسته میشود، سوپرهیت بالا و پایین میرود و اواپراتور یکنواخت کار
نمیکند. برای همین «کوچکترین شیری که جواب میدهد» انتخاب میشود، نه بزرگترین.
حواست به تفاوتِ فشار باشد. ظرفیتِ شیر با اختلافِ فشارِ دو سرش عوض میشود؛
برای همین همان شیر در دمای کندانسورِ بالاتر عددِ دیگری میدهد. دمای واقعیِ کارت را
وارد کن، نه دمای اسمی.
روشِ انتخاب طبق خودِ کاتالوگ: ظرفیتِ سیستم تقسیم بر ضریبِ
سابکولینگ = عددی که باید در جدول پیدا شود.